قهرمان ميرزا عين السلطنه
1307
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
امين الدوله منزجر شده بودند . آنقدر مهمل و سرهمبند بود كه به تصور برنمىآيد . يك نفر نهاوندى را كه با من آشنا بود ديدم حكايت مىكرد يك سال است براى خاطر فرمان يك تيول مختصر كه دستخط دارم سرگردان [ شده ] بيست و چهار فرمان نوشتهام . هر يكى را امين الدوله يك ايراد گرفت كه هيچ معنى نداشت . فرمان آخر هم در كيفش ماند و معزول شد . حالا اين صدراعظم يا مىگويد نمىشود برو يا فورا مهر كرده مىدهد . خيلى از اين كارها داشت . مثل اينكه يك ماه در قزوين عزل بوديم و ده تلگراف كرديم جواب صحيح نمىآمد و تكليف معلوم نبود . هواى قيطريه - قمار روزانهء شاه ناهار مفصلى در چادر ديگر آماده كرده بودند . از آب و هواى قيطريه بيشتر از همه خودش تعريف مىكرد . مىفرمودند هركس دو دفعه از آب اينجا بخورد آن روز از غذا سير نمىشود . مجددا به چادر اول آمديم صحبتهاى بامزه خيلى شد . شاه ابدا احضار نفرمودند . با همان اشخاص كه همهروزه قمار مىكردند تختهبازى مىفرمودند . ناصر السلطنه آمد صدراعظم جويا شد چه كرديد ؟ گفت باختيم و تازگى ندارد . كار همه روزهء ما است كه نفرى بيست عدد و زيادتر اشرفى تقديم كنيم . معلوم شد همهروزه اين مشغوليات به ميانه هست . در ايام شاه شهيد اين مهمانيها رسمى [ بود ] و قمار آن روز اختصاص به شاهزادگان داشت . شاه هم خيلى بيش از اين از ميزبان و مدعوين احترام مىفرمودند . دو ساعت به غروب مانده شاه از اطاق بيرون آمده يكسر بهسمت كالسكه [ رفتند ] . در وسط راه يك دفعه ايستاده جويا شدند كه تلگراف كرده شد گلولههاى توپ را بخرند يا نه . بعد از فشنگسازى كه بايد درست شود و پسفردا شهر آمده ملاحظه مىكنيم . تشريف بردند . ما هم مرخصى خواسته . از حضرت و الا خيلى احوالپرسى فرمودند كه چون راه دور بود و مهمانى مختصر عريضه نكردم . تفصيل دنداندرد و ورم صورت را عرض كردم كه محض آن نيامدند و الّا بدون اينكه دعوت فرمايند تشريف مىآوردند . تقديمىها خيلى تقديمى گذاشته بودند . اغلب مردم و تمام حكام گفتند ده هزار تومان نقد بود سواى ساير چيزها . چند اسب هم بود . يك رأس آنكه تقديمى سردار معظم بود در همانجا مرد و اين خيلى تازگى داشت . تا حال واقع نشده بود . شاه وضع اين مهمانيها را نمىدانم در ايام شاه شهيد هم نديده بودند يا ديده و پسند نفرموده بودند كه اين قسم